گردشگری و سفر

جدیدترین عکس های ساناز طاری و بیوگرافی این بازیگر

ساناز طاری بازیگر جوان تئاتر، تلویزیون و سینما که متولد 1373/02/15 و زاده تهران می باشد. ساناز دبیرستان را در هنرستان سوره به تحصیل پرداخته و هم اکنون در کنار بازیگری دانشجوی رشته بازیگری در مقطع کارشناسی ارشد در دانشکده هنر و معماری نیز می باشد.

ساناز طاری در پیج اینستاگرامش 16 هزار فالوورد دارد و توانسته مخاطبان خاص خود را جذب کند. آدرس پیج اینستاگرامش نیز instagram.com/sanaz.tari می باشد.

بیوگرافی و عکس های شخصی ساناز طاری

آغاز فعالیت هنری

ساناز طاری اولین حضورش در سن 6 سالگی در سریال آژانس دوستی بود. پس از آن در سال 82 وارد سینما شد و در فیلم چموش خموش و در فیلم «رها» به کارگردانی شاهین باباپور نیز ایفای نقش نمود.

ساناز طاری همچنین در فیلم سینمایی گشت ارشاد 2 که به کارگردانی سعید سهیلی روی پرده سینما رفت ایفای نقش کرد.

سریال تلویزیونی شمعدونی که یکی از پرمخاطب ترین و پربیننده ترین سریال های اخیر تلویزیون است از سریال های موفقی بوده که ساناز طاری در آن بازی کرده است.

بیوگرافی و عکس های شخصی ساناز طاری

آخرین فعالیت وی در زمینه تلویزیون و سریال پدر است که نقش نیکا یک دختر دانشجو که همکلاسی و دوست لیلا (ریحانه پارسا) می باشد را به عهده دارد. این سریال به کارگردانی بهرنگ توفیقی در تابستان 97 از شبکه 2 روی آنتن رفته است.

بیوگرافی و عکس های شخصی ساناز طاری

سریال پدر زندگی پسری با نام حامد است که عاشق دخترکی به نام لیلا شده است. پدر حامد نیز فردی بسیار مذهبی است و اعتقادات خاص و محکمی دارد. او به پدرش که همیشه الگوی او بوده است بسیار احترام می گذارد اما روزگار او را بر سر یک دوراهی سخت قرار می دهد و ساناز طاری در این سریال نقش نیکا دوست لیلا را بازی می کند. این سریال هر شب ساعت 21:30 پخش می شود و بازیگران جدیدی، اکثر نقش های آن را بازی می کنند.

بیوگرافی و عکس های شخصی ساناز طاری

فعالیت در حوزه تئاتر

ساناز طاری در حوزه تئاتر هم فعالیت های چشمگیری داشته که از آن جمله می توان نمایش های زیر را نام برد:

  • اضافه حقوق (به کارگردانی امین عظیمی)
  • سه خواهر (به کارگردای مرتضی اسماعیل کاشی)
  • مگافولیا (به کارگردانی میلاد حسینی)

فعالیت سینمایی

  • گشت 2 (1395 در نقش فریده)
  • رها (1383)

فعالیت تلویزیونی

  • آژانس دوستی (1379)
  • چموش و خموش (1382)
  • شمعدونی (در نقش مهدخت 1394)
  • پدر (1397)

ازدواج

ساناز طاری 24 ساله و مجرد است.

عکس های ساناز طاری

بیوگرافی و عکس های شخصی ساناز طاری

بیوگرافی و عکس های شخصی ساناز طاری

بیوگرافی ساناز طاری و عکس های شخصی
بیوگرافی و عکس های شخصی ساناز طاری
بیوگرافی و عکس های شخصی ساناز طاری
عکس های هنری ساناز طاری
بیوگرافی و عکس های شخصی ساناز طاری
بیوگرافی و عکس های شخصی ساناز طاری
بیوگرافی و عکس های شخصی ساناز طاری
عکس شخصی ساناز طاری
بیوگرافی و عکس های شخصی ساناز طاری
+ نوشته شده در  دوشنبه 15 مرداد 1397ساعت 0:16  توسط سارا   | 

شعر و اشعار عاشقانه مولانا

گلچین شعرهای مولوی در مورد عشق

زیباترین اشعار، غزل ها و رباعایات مولانا درباره عشق
زیباترین اشعار، غزل ها و رباعایات مولانا درباره عشق

مجموعه کامل از بهترین اشعار، غزلیات، رباعی ها و دوبیتی های کوتاه و عاشقانه مولانا در مورد عشق وعاشقی و معشوق

شعر عاشقانه مولانا
شعر عاشقانه مولانا

در هوایت بی قرارم روز و شب
سر ز پایت بر ندارم روز و شب

******

یک ساعت عشق صد جهان بیش ارزد
صد جان به فدای عاشقی باد ای جان

******

اشعار مولانا درباره عشق

یک بوسه ز تو خواستم و شش دادی
شاگرد که بودی که چنین استادی

خوبی و کرم را چو نکو بنیادی
ای دنیا را ز تو هزار آزادی

******

شعر عاشقانه مولانا
شعر عاشقانه مولانا

بی عشق نشاط و طرب افزون نشود
بی عشق وجود خوب و موزون نشود

صد قطره ز ابر اگر به دریا بارد
بی‌جنبش عشق در مکنون نشود

******

حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو
و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو

هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن
و آنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو

******

من از عالم تو را تنها گزیدم
روا داری که من غمگین نشینم؟!

******

شعر عاشقانه مولانا
شعر عاشقانه مولانا

اشعار مولانا جلال الدین محمد بلخی

اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من

خاک من گل شود و گل شکفد از گل من
تا ابد مهر تو بیرون نرود از دل من

******

غزل عاشقانه از دیوان شمس تبریزی

چون نمایی آن رخ گلرنگ را
از طرب در چرخ آری سنگ را

بار دیگر سر برون کن از حجاب
از برای عاشقان دنگ را

تا که دانش گم کند مر راه را
تا که عاقل بشکند فرهنگ را

تا که آب از عکس تو گوهر شود
تا که آتش واهلد مر جنگ را

من نخواهم ماه را با حسن تو
وان دو سه قندیلک آونگ را

من نگویم آینه با روی تو
آسمان کهنه پرزنگ را

دردمیدی و آفریدی باز تو
شکل دیگر این جهان تنگ را

در هوای چشم چون مریخ او
ساز ده ای زهره باز آن چنگ را

اشعار عاشقانه مولانا
اشعار عاشقانه مولانا

******
دوبیتی کوتاه عاشقانه از مولانا

از آتش عشق در جهان گرمی ها
وز شیر جفاش در وفا نرمی ها

زان ماه که خورشید از او شرمنده‌ ست
بی شرم بود مرد چه بی شرمی ها

******

رباعیات عاشقانه مولانا

جز عشق نبود هیچ دم ساز مرا
نی اول و نی آخهر و آغاز مرا

جان میدهد از درونه آواز مرا
کی کاهل راه عشق درباز مرا

******

غزل های مولانا در مورد عشق
اشعار مولانا در مورد عشق

من پیر فنا بدم جوانم کردی
من مرده بدم ز زندگانم کردی

می ترسیدم که گم شوم در ره تو
اکنون نشوم گم که نشانم کردی

******

اشعار مولانا جلال الدین محمد بلخی

اندر دل بی وفا غم و ماتم باد
آن را که وفا نیست ز عالم کم باد

دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد
جز غم که هزار آفرین بر غم باد

اشعار عاشقانه مولوی
اشعار عاشقانه مولوی

******

گلچین بهترین اشعار مولانا

اگر عالم همه پرخار باشد
دل عاشق همه گلزار باشد

وگر بی‌کار گردد چرخ گردون
جهان عاشقان بر کار باشد

همه غمگین شوند و جان عاشق
لطیف و خرم و عیار باشد

به عاشق ده تو هر جا شمع مرده‌ست
که او را صد هزار انوار باشد

وگر تنهاست عاشق نیست تنها
که با معشوق پنهان یار باشد

شراب عاشقان از سینه جوشد
حریف عشق در اسرار باشد

به صد وعده نباشد عشق خرسند
که مکر دلبران بسیار باشد

وگر بیمار بینی عاشقی را
نه شاهد بر سر بیمار باشد

سوار عشق شو وز ره میندیش
که اسب عشق بس رهوار باشد

به یک حمله تو را منزل رساند
اگر چه راه ناهموار باشد

علف خواری نداند جان عاشق
که جان عاشقان خمار باشد

ز شمس الدین تبریزی بیابی
دلی کو مست و بس هشیار باشد

شعر عاشقانه مولانا در مورد دلتنگی و تنهایی
شعر عاشقانه مولانا در مورد دلتنگی و تنهایی

******

گر کسی گوید که بهر عشق بحر دل چرا شوریده و شیدا شود؟
تو جوابش ده که: اندر شوق بحر قطره بی آرام و ناپروا شود

******

از دل تو در دل من نکته‌ هاست
آه چه ره است از دل تو تا دلم
گر نکنی بر دل من رحمتی
وای دلم وای دلم وا دلم

******

ای که می پرسی نشان عشق چیست
عشق چیزی جز ظهور مهر نیست

عشق یعنی مشکلی آسان کنی
دردی از در مانده ای درمان کنی

در میان این همه غوغا و شر
عشق یعنی کاهش رنج بشر

عشق یعنی گل به جای خار باش
پل به جای این همه دیوار باش

عشق یعنی تشنه ای خود نیز اگر
واگذاری آب را، بر تشنه تر

عشق یعنی دشت گل کاری شده
در کویری چشمه ای جاری شده

عشق یعنی ترش را شیرین کنی
عشق یعنی نیش را نوشین کنی

هر کجا عشق آید و ساکن شود
هر چه نا ممکن بود ، ممکن شود

******

» همچنین بخوانید : اشعار عاشقانه سعدی

شعر کوتاه عاشقانه از مولانا
شعر کوتاه عاشقانه از مولانا

با جمله ما خوشیم
ولی با تو خوش‌ تریم

******

اشعار عاشقانه مولانا

من عاشقی از کمال تو آموزم
بیت و غزل از جمال تو آموزم

در پرده دل خیال تو رقص کند
من رقص خوش از خیال تو آموزم

******

معشوقه چو آفتاب تابان گردد
عاشق به مثال ذره گردان گردد

چون باد بهار عشق جنبان گردد
هر شاخ که خشک نیست رقصان گردد

******

شد ز غمت خانه سودا دلم
در طلبت رفت به هر جا دلم

در طلب زهره رخ ماه رو
می نگرد جانب بالا دلم

******

آن وقت که بحر کل شود ذات مرا
روشن گردد جمال ذرات مرا

زان می‌سوزم چو شمع تا در ره عشق
یک وقت شود جمله اوقات مرا

******

اشعار عاشقانه مولانا
اشعار عاشقانه مولانا

ز اول که حدیث عاشقی بشنودم
جان و دل و دیده در رهش فرسودم

گفتم که مگر عاشق و معشوق دواند
خود هر دو یکی بود من احول بودم

******

خنک آن دم که نشینیم در ایوان من و تو
به دو نقش و به دو صورت، به یکی جان من و تو

داد باغ و دم مرغان بدهد آب حیات
آن زمانی که درآییم به بستان من و تو

اختران فلک آیند به نظاره ما
مه خود را بنماییم بدیشان من و تو

من و تو، بی من‌و‌تو، جمع شویم از سر ذوق
خوش و فارغ، ز خرافات پریشان، من و تو

طوطیان فلکی جمله شکرخوار شوند
در مقامی که بخندیم بدان سان، من و تو

این عجب تر که من و تو به یکی کنج این جا
هم در این دم به عراقیم و خراسان من و تو!

به یکی نقش بر این خاک و بر آن نقش دگر
در بهشت ابدی و شکرستان من و تو

******

اشعار عاشقانه و کوتاه مولانا
اشعار عاشقانه و کوتاه مولانا

آن سو مرو این سو بیا ای گلبن خندان من
ای عقل عقل عقل من ای جان جان جان من

******

درویشی و عاشقی به هم سلطانیست
گنجست غم عشق ولی پنهانیست

ویران کردم بدست خود خانه دل
چون دانستم که گنج در ویرانیست

******

شعر مولانا در مورد دل شکستن

شعر مولانا در مورد دل شکستن
شعر مولانا در مورد دل شکستن

قطره تویی بحر تویی لطف تویی قهر تویی
قند تویی زهر تویی بیش میازار مرا

******

بی همگان بسر شود بی تو بسر نمی‌شود
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی‌شود

دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو
گوش طرب به دست تو بی تو بسر نمی‌شود

******

همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد
همه شب دیده من بر فلک استاره شمرد

******

اشعار عاشقانه شاد مولانا

اشعار عاشقانه شاد مولانا
اشعار عاشقانه شاد مولانا

به از این چه شادمانی که تو جانی و جهانی

******

اندر سر ما همت کاری دگر است
معشوقه خوب ما نگاری دگر است

والله که به عشق نیز قانع نشویم
ما را پس از این خزان بهاری دگر است

******

جان و جهان! دوش کجا بوده‌ای
نی غلطم، در دل ما بوده‌ای

******

عاشقانه ترین غزل مولانا

غزل عاشقانه زیبا از مولانا
غزل عاشقانه زیبا از مولانا

آنکه به دل اسیرمش
در دل و جان پذیرمش
گر چه گذشت عمر من
باز ز سر بگیرمش

******

عاشق شده ای ای دل سودات مبارک باد
از جا و مکان رستی آن جات مبارک باد

از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور
تا ملک ملک گویند تنهات مبارک باد

ای پیش رو مردی امروز تو برخوردی
ای زاهد فردایی فردات مبارک باد

کفرت همگی دین شد تلخت همه شیرین شد
حلوا شده کلی حلوات مبارک باد

در خانقه سینه غوغاست فقیران را
ای سینه بی‌کینه غوغات مبارک باد

این دیده دل دیده اشکی بد و دریا شد
دریاش همی‌گوید دریات مبارک باد

ای عاشق پنهانی آن یار قرینت باد
ای طالب بالایی بالات مبارک باد

ای جان پسندیده جوییده و کوشیده
پرهات بروییده پرهات مبارک باد

خامش کن و پنهان کن بازار نکو کردی
کالای عجب بردی کالات مبارک باد

******

اشعار عاشقانه مولانا جلال الدین رومی

زیباترین غزل های عاشقانه مولانا
زیباترین غزل های عاشقانه مولانا

دلبر و یار من تویی رونق کار من تویی
باغ و بهار من تویی بهر تو بود بود من
خواب شبم ربوده‌ای مونس من تو بوده‌ای
درد توام نموده‌ای غیر تو نیست سود من
جان من و جهان من زهره آسمان من
آتش تو نشان من در دل همچو عود من
جسم نبود و جان بدم با تو بر آسمان بدم
هیچ نبود در میان گفت من و شنود من

******

ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیم
دیده از روی نگارینش نگارستان کنیم

گر ز داغ هجر او دردی است در دل‌های ما
ز آفتاب روی او آن درد را درمان کنیم

چون به دست ما سپارد زلف مشک افشان خویش
پیش مشک افشان او شاید که جان قربان کنیم

آن سر زلفش که بازی می کند از باد عشق
میل دارد تا که ما دل را در او پیچان کنیم

او به آزار دل ما هر چه خواهد آن کند
ما به فرمان دل او هر چه گوید آن کنیم

این کنیم و صد چنین و منتش بر جان ماست
جان و دل خدمت دهیم و خدمت سلطان کنیم

آفتاب رحمتش در خاک ما درتافته‌ست
ذره‌ های خاک خود را پیش او رقصان کنیم

ذره‌ های تیره را در نور او روشن کنیم
چشم‌های خیره را در روی او تابان کنیم

چوب خشک جسم ما را کو به مانند عصاست
در کف موسی عشقش معجز ثعبان کنیم

گر عجب‌های جهان حیران شود در ما رواست
کاین چنین فرعون را ما موسی عمران کنیم

نیمه‌ ای گفتیم و باقی نیم کاران بو برند
یا برای روز پنهان نیمه را پنهان کنیم

******

من غلام قمرم، غیر قمر هیچ مگو
پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو

سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو
ور ازین بی خبری رنج مبر هیچ مگو

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت
آمدم، نعره مزن، جامه مدر هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر می ترسم
گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو

من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت
سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

قمری، جان صفتی در ره دل پیدا شد
در ره دل چه لطیف است سفر هیچ مگو

گفتم ای دل چه مه ست این دل اشارت می کرد
که نه اندازه توست این بگذر هیچ مگو

گفتم این روی فرشته ست عجب یا بشر است
گفت این غیر فرشته ست و بشر هیچ مگو

گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد
گفت می باش چنین، زیر و زبر هیچ مگو

ای نشسته تو درین خانه پر نقش و خیال
خیز ازین خانه برو رخت ببر هیچ مگو

گفتم ای دل پدری کن نه که این وصف خداست
گفت این هست ولی جان پدر هیچ مگو

******

شعر عاشقانه مولانا درباره دلتنگی و تنهایی

شعر عاشقانه مولانا درباره دلتنگی و تنهایی
شعر عاشقانه مولانا درباره دلتنگی و تنهایی

در هوایت بی قرارم روز و شب
سر ز پایت بر ندارم روز و شب

روز و شب را همچو خود مجنون کنم
روز و شب را کی گذارم روز و شب

جان و دل می خواستی از عاشقان
جان و دل را می سپارم روز و شب

تا نیابم آنچه در مغز من است
یک زمانی سر نخارم روز و شب

تا که عشقت مطربی آغاز کرد
گاه چنگم، گاه تارم روز و شب

ای مهار عاشقان در دست تو
در میان این قطارم روز و شب

زآن شبی که وعده دادی روز وصل
روز و شب را می شمارم روز و شب

بس که کشت مهر جانم تشنه است
ز ابر دیده اشک بارم روز و شب

******

مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم
دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم

******

یک نفس بی یار نتوانم نشست
بی رخ دلدار نتوانم نشست

از سر می می نخواهم خاستن
یک زمان هشیار نتوانم نشست

نور چشمم اوست من بی نور چشم
روی با دیوار نتوانم نشست

دیده را خواهم به نورش بر فروخت

یک نفس بی یار نتوانم نشست
من که از اطوار بیرون جسته ام

با چنین اطوار نتوانم نشست
من که دایم بلبل جان بوده ام

بی گل و گلزار نتوانم نشست
کار من پیوسته چون بی کار تست

بیش ازین بی کار نتوانم نشست

هر نفس خواهی تجلای دگر
زان که بی انوار نتوانم نشست

زان که یک دم در جهان جسم و جان
بی غم آن یار نتوانم نشست

شمس را هر لحظه می گوید بلند
بی اولی الا بصار نتوانم نشست

من هوای یار دارم بیش ازین
در غم اغیار نتوانم نشست

******

اشعار عاشقانه از مثنوی مولوی

در نگنجد عشق در گفت و شنی
عشق دریایی ست قعرش ناپدید

قطره‌های بحر را نتوان شمرد
هفت دریا پیش آن بحرست خرد

******

اشعار عارفانه عاشقانه مولانا

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون
دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون

شعر عاشقانه مولانا ، به همراه زیباترین اشعار مولانا , شعر عاشقانه معاصر ,شعر عاشقانه احساسی و عارفانه و شعر عاشقانه غمگین . مولانا از شاعران عظیم قرن هفتم میباشد که آثار بسیاری گران بهایی را از خویش به یادگار گذاشته . به همین منظور مجموعه برگزیده معروف ترین شعر عاشقانه و عارفانه مولانا را برای شما در این مقاله از سایت روزگار قرار میدهیم

شعر عاشقانه مولانا، شعر مولانا

شعر کوتاه مولانا در مورد عشق
بی عشق نشاط و طرب افزون نشود
بی عشق وجود خوب و موزون نشود
صد قطره ز ابر اگر به دریا بارد
بی‌جنبش عشق در مکنون نشود

پیشنهاد امروز

برند سوئدی Tally Weijl مخصوص خانم‌ها

برند سوئدی Tally Weijl مخصوص خانم‌ها

شعر عاشقانه مولانا، شعر مولانا

جز من اگرت عاشق و شیداست ، بگو
ور میل دلت به جانب ماست ، بگو

ور هیچ مرا در دل توجاست ، بگو
گر هست بگو ، نیست بگو ، راست بگو

شعر عاشقانه مولانا، شعر مولانا

صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم
وانگه همه بت‌ها را در پیش تو بگدازم
صد نقش برانگیزم با روح درآمیزم
چون نقش تو را بینم در آتشش اندازم
تو ساقی خماری یا دشمن هشیاری
یا آنک کنی ویران هر خانه که می سازم
جان ریخته شد بر تو آمیخته شد با تو
چون بوی تو دارد جان جان را هله بنوازم
هر خون که ز من روید با خاک تو می گوید
با مهر تو همرنگم با عشق تو هنبازم
در خانه آب و گل بی‌توست خراب این دل
یا خانه درآ جانا یا خانه بپردازم

شعر عاشقانه مولانا، شعر مولانا

اشعار کوتاه و زیبا از مولانا
اشعار کوتاه مولوی
آن تلخ سخنها که چنان دل شکن است
انصاف بده چه لایق آن دهن است
شیرین لب او تلخ نگفتی هرگز
این بی‌نمکی ز شور بختی منست



اشعار کوتاه مولوی
آن خواجه که بار او همه قند تر است
از مستی خود ز قند خود بیخبر است
گفتم که ازین شکر نصیبم ندهی
نی گفت ندانست که آن نیشکر است



اشعار کوتاه مولوی
آن سایه‌ی تو جایگه و خانه‌ی ما است
وان زلف تو بند دل دیوانه‌ی ما است
هر گوشه یکی شمع و دو سه پروانه است
اما نه چو شمع که پروانه‌ی ما است

شعر عاشقانه مولانا، شعر مولانا



اشعار کوتاه مولوی
آن وقت که بحر کل شود ذات مرا
روشن گردد جمال ذرات مرا
زان می‌سوزم چو شمع تا در ره عشق
یک وقت شود جمله اوقات مرا



اشعار کوتاه مولوی
از گریه کسی ندیده خاموش مرا
در جان و دل و دید فراموش نه ای
از بهر خـدا مکن فراموش مرا
روز بزرگداشت مولوی گرامی باد



اشعار کوتاه مولوی
دلتنگم و دیدار تو درمان من است
بی رنگ رخت زمانه زندان من است
بر هیچ دلی مبـاد و بر هیچ تنی
آنچ از غم هجران تو بر جان من است
روز بزرگداشت مولوی گرامی باد
اندر دل بی وفا غــم و ماتم باد
آن را که وفا نیست ز عالم کم باد
دیدی که مـرا هیچ کسی یاد نکرد
جز غـم که هزار آفرین بر غم باد
روز بزرگداشت مولوی گرامی باد

شعر عاشقانه مولانا، شعر مولانا



اشعار کوتاه مولوی
ای نرگس پر خواب ربودی خواب
وی لاله سیـراب ببردی آبم
ای سنبـل پرتاپ ز تو در تابم
ای گوهر کمیاب تو را کی یابم؟
روز بزرگداشت مولوی گرامی باد
صد نامه فرستادم
صد راه نشان دادم
یا راه نمی دانی
یا نامه نمی خوانی!

شعر عاشقانه مولانا، شعر مولانا



اشعار کوتاه مولوی
در این خاک در این خاک در این مزرعه پاک
به جز عشق به جز عشق دگر هیچ نکاریم



اشعار کوتاه مولوی
عشقت به دلم درآمد و شاد برفت
بازآمد و رخت خویش بنهاد برفت
گفتم به تکلف دو سه روز بنشین
بنشست و کنون رفتنش از یاد برفت
روز بزرگداشت مولوی گرامی باد


اشعار کوتاه مولوی
هلـــه نومیـــد نباشی کـــه تـــو را یـــار بــراند
گـــرت امروز بـــراند نــه کـــه فـــردات بخواند
در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کـــن آن جا
ز پس صبر تـــو را او به ســـر صـــدر نشاند
و اگــر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرهــا
ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند…


ای دوست قبولم کن وجانم بستان
مستــم کـــن وز هر دو جهانم بستان
بـا هـــر چـــه دلم قـــرار گیـــرد بــی تـــو
آتش بــه مـــن انـــدر زن و آنـــم بستـان…

شعر عاشقانه مولانا، شعر مولانا


تا از تو جدا شده ست آغوش مــرا
از گریه کسی ندیده خاموش مرا
در جان و دل و دید فراموش نه ای
از بهر خـدا مکن فراموش مرا


دلتنگم و دیدار تو درمان من است
بی رنگ رخت زمانه زندان من است
بر هیچ دلی مبـاد و بر هیچ تنی
آنچ از غم هجران تو بر جان من است


اندر دل بی وفا غــم و ماتم باد
آن را که وفا نیست ز عالم کم باد
دیدی که مـرا هیچ کسی یاد نکرد
جز غـم که هزار آفرین بر غم باد

شعر عاشقانه مولانا، شعر مولانا


ای نرگس پر خواب ربودی خواب
وی لاله سیـراب ببردی آبم
ای سنبـل پرتاپ ز تو در تابم
ای گوهر کمیاب تو را کی یابم؟


قومی غمگین و خود مدان غم ز کجاست
قومی شادان و بیخبر کان ز چه جاست
چندین چپ و راست بیخبر از چپ و راست
چنین من و ماست بیخبر از من و ما است

شعر عاشقانه مولانا، شعر مولانا

گر شرم همی از آن و این باید داشت
پس عیب کسان زیر زمین باید داشت
ور آینه‌وار نیک و بد بنمائی
چون آینه روی آهنین باید داشت


اشعار کوتاه مولوی
گویند که عشق عاقبت تسکین است
اول شور است و عاقبت تمکین است
جانست ز آسیاش سنگ زیرین
این صورت بی‌قرار بالایین است

شعر عاشقانه مولانا، شعر مولانا


من محو خدایم و خدا آن منست
هر سوش مجوئید که در جان منست
سلطان منم و غلط نمایم بشما
گویم که کسی هست که سلطان منست


هر ذره که در هوا و در هامونست
نیکو نگرش که همچو ما مجنونست
هر ذره اگر خوش است اگر محزونست
سرگشته خورشید خوش بیچونست


اشعار کوتاه مولوی
بی‌عشق نشاط و طرب افزون نشود
بی‌عشق وجود خوب و موزون نشود
صد قطره ز ابر اگر به دریا بارد
بی‌جنبش عشق در مکنون نشود

شعر عاشقانه مولانا، شعر مولانا


اشعار کوتاه مولوی
آنکس که ترا دید و نخندید چو گل
از جان و خرد تهیست مانند دهل
گبر ابدی باشد کو شاد نشد
از دعوت ذوالجلال و دیدار رسل


بر ما رقم خطا پرستی همه هست
بدنامی و عشق و شور و مستی همه هست
ای دوست چو از میانه مقصود توئی
جای گله نیست چون تو هستی همه هست


بیرون ز جهان و جان یکی دایه‌ی ماست
دانستن او نه درخور پایه‌ی ماست
در معرفتش همین قدر دانم
ما سایه اوئیم و جهان سایه ماست

شعر عاشقانه مولانا، شعر مولانا


چشمی دارم همه پر از صورت دوست
با دیده مرا خوشست چون دوست در اوست
از دیده دوست فرق کردن نه نکوست
یا دوست به جای دیده یا دیده خود اوست


در دایره‌ی وجود موجود علیست
اندر دو جهان مقصد و مقصود علیست
گر خانه‌ی اعتقاد ویران نشدی
من فاش بگفتمی که معبود علیست


درویشی و عاشقی به هم سلطانیست
گنجست غم عشق ولی پنهانیست
ویران کردم بدست خود خانه‌ی دل
چون دانستم که گنج در ویرانیست


از آتش عشق در جهان گرمیها
وز شیر جفاش در وفا نرمیها
زانماه که خورشید از او شرمنده‌ست
بی‌شرم بود مرد چه بی‌شرمیها

شعر عاشقانه مولانا، شعر مولانا


از حال ندیده تیره ایامان را
از دور ندیده دوزخ آشامان را
دعوی چکنی عشق دلارامان را
با عشق چکار است نکونامان را


اشعار کوتاه مولوی
عشقت به دلم درآمد و شاد برفت
بازآمد و رخت خویش بنهاد برفت
گفتم به تکلف دو سه روز بنشین
بنشست و کنون رفتنش از یاد برفت


بر هر جائیکه سرنهم مسجود او است
در شش جهت و برون شش، معبود اوست
باغ و گل و بلبل و سماع و شاهد
این جمله بهانه و همه مقصود اوست


برخیز و طواف کن بر آن قطب نجات
ماننده‌ی حاجیان به کعبه و به عرفات
چه چسبیدی تو بر زمین چون گل تر
آخر حرکات شد کلید برکات

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 مرداد 1397ساعت 16:39  توسط سارا   | 

عکس های سامان قدوسی فوتبالیست ایرانی و زندگی شخصی وی

چکیده ای از بیوگرافی سامان قدوس:


نام اصلی: سامان قدوس

زمینه فعالیت: فوتبالیست

تولد: ۱۵ شهریور ماه ۱۳۷۲

زادگاه: مالمو، سوئد

قد: ۱٫۷۶ متر

پست: هافبک، مهاجم

سامان قدوس (۱۵ شهریور ماه ۱۳۷۲ در مالمو، سوئد) بازیکن فوتبال ایرانی-سوئدی است. سامان قدّوس در پست هافبک هجومی برای اوسترشوندس در لیگ برتر فوتبال سوئد بازی می‌کند البته او توانایی بازی در پُست مهاجم و وینگر را هم دارد.

پدر و مادر سامان قدوس اصالتاً اهوازی هستند ولی در دزفول زندگی می‌کردند. در دهه ۶۰ و پس از آغاز دفاع مقدس به سوئد مهاجرت کردند و البته هنوز منزل والدین آنها و سایر اقوام در شهرستان دزفول است. سامان قدوس در مالمو ، یکی از شهرهای بزرگ سوئد متولد شد ولی همواره اصالت ایرانی و زبان فارسی خود را حفظ کرد.

حضور سامان قدوس در تیم ملی

سامان قدوس در شهریور ۱۳۹۶ توسط کارلوس کی‌روش به تیم ملی فوتبال ایران دعوت شد. او همچنین از سوی تیم ملی فوتبال سوئد نیز دعوت شد اما این دعوت را نپذیرفت. او پس از چند روز دعوت کارلوس کی‌روش را پذیرفت و وارد تیم ملی فوتبال ایران شد و اولین بازی خود را در این تیم انجام داد.

سامان قدوس درباره انتخاب ایران و نرفتن به تیم ملی سوئد گفت: از انتخابم قطعا رضایت دارم ولی ناراحت هستم چرا زودتر به تیم ملی ایران نیامدم؛ اشکان خیلی به فکر من بود و علیرضا جهانبخش، گوچی و ... دوستانم هستند؛ به علیرضا حقیقی گفتم در بازی پیش رو در لیگ سوئد به او گل می‌زنم؛ تیم آنها خوب است ولی الان آخر جدول هستند که بخاطر مربی قبلی است.

این ملی‌پوش ایرانی تصریح کرد: خوشحال هستم به تیم ملی سوئد هم دعوت شدم ولی حس خوبی به آن نداشتم چون ایرانی بودم؛ پدر و مادرم اهوازی هستند و می‌دانم این شهر فوتبال برزیلی و هوای گرمی دارد.

سامان قدوس گفت: نمی‌دانم استقلالی یا پرسپولیسی هستم اما از دوران بچگی علی دایی و علی کریمی را در بین بازیکنان ایرانی می‌شناختم و پدرم می‌گفت ویدئوهای علی کریمی را نگاه کنم؛ در بین بازیکنان خارجی هم کریستیانو رونالدو را دوست داشتم و تیم مورد علاقه‌ام رئال مادرید است.

جدیدترین عکس های سامان قدوس

دوران حرفه‌ای سامان قدوس

سامان قدوس در تیم اوسترشوندس

فصل ۲۰۱۶

سامان قدوس ۱۰ گل در لیگ برتر سوئد برای اوسترشوندس در اولین فصل حضورش در این تیم به ثمر رساند که شامل گل‌های زیبایی نظیر اولین گل اوسترشوندس در بازی مقابل هامارابی در تاریخ ۴ آوریل ۲۰۱۶ و دو گل برابر باشگاه شهر تولدش؛ مالمو در تاریخ ۲۲ اکتبر ۲۰۱۶ می‌شد. بعد از این عملکرد مثبت او مورد توجه باشگاه‌های نظیر هرتابرلین و آژاکس قرار گرفت.

فصل ۲۰۱۷

سامان قدوس فصل ۲۰۱۷ را در فرم خوبی آغاز کرد و با تیمش به فینال جام حذفی سوئد رسید. او در این مسابقات تا بازی فینال ۶ گل به ثمر رساند که شامل گل‌هایی نظیر گل آکروباتیک مقابل باشگاه ترله بورگز و دو گل مقابل باشگاه هکن می‌شد. او هفتمین گلش را نیز در فینال به ثمر رساند. سامان قدوس با اوسترشوندس تا دومین مرحله پلی آف لیگ اروپا ۱۸–۲۰۱۷ پیش رفت.

تصاویر سامان قدوس

افتخارات ورزشی سامان قدوس

سامان قدوس با اوسترسوندس در یورولیگ (۲۰۱۷-۲۰۱۸) به مرحله حذفی رسید. او به تیم ملی بزرگسالان سوئد در سال ۲۰۱۷ دعوت شد و در ۲ بازی دوستانه یک گل زد که پس از دعوت کی‌روش ایران را ترجیح داد و در مسیر آمادگی برای جام جهانی ۲۰۱۸ مهره ثابت ایران شد. او تاکنون در ۴ بازی رسمی ملی یک گل زده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 مرداد 1397ساعت 2:19  توسط سارا   | 

عکس های سریال یکی بود یکی نبود و داستان سریال

خلاصه داستان سریال یکی بود یکی نبود

سریال یکی بود و یکی نبود

داستان سریال یکی بود یکی نبود حول محور زن جوان 28 ساله به نام «اِما سوان» است که گذشته ای غمناک دارد. داستان از آنجا شروع می شود که اِما سوان گذرش به شهر کوچکی در مین می افتد، شهر مین جایی است که جادو و رمز و رازهای قصه ها در آن به حقیقت پیوسته اند.

خلاصه داستان سریال یکی بود یکی نبود

«اما سوان» یک پسر به نام «هنری» دارد که 10 سال پیش او را برای فرزندخواندگی گذاشته و رها کرده است. این پسر بچه حقیقت پشت پرده شهر «استوری بروک» را از روی کتاب افسانه ها متوجه می شود و به دنبال مادر حقیقی خودش می گردد و او را پیدا می کند، به این امید که بتواند مادرش را متقاعد کند که دنیای افسانه ها را نجات دهد. هنری معتقد است «اِما» (مادرش) دختر «شاهزاده دلربا» و «سفیدبرفی» است و پدر و مادرش برای محافظت از او در مقابل نفرین «ملکه شیطانی» او را به این دنیا فرستادندئ. این دو وارد شهر «استوری بروک» در ایالت «مین» می شوند. به نظر می آید این شهر دنیایی برابر برای شخصیت های افسانه ای خود است که در حقیقت این شخصیت ها در این شهر به صورت مردم عادی گذران زندگی می کنند و از هویت و زندگی واقعی خودشان بی خبرند…

خلاصه داستان سریال یکی بود یکی نبود

عکس بازیگران سریال یکی بود یکی نبود

خلاصه داستان سریال یکی بود یکی نبودخلاصه داستان سریال یکی بود یکی نبود

عکس بازیگران سریال یکی بود یکی نبود

خلاصه داستان سریال یکی بود یکی نبود

خلاصه داستان سریال یکی بود یکی نبودعکس اِما در سریال یکی بود یکی نبود

خلاصه داستان سریال یکی بود یکی نبود

خلاصه داستان سریال یکی بود یکی نبود

بیوگرافی و عکس بازیگران سریال یکی بود یکی نبود

خلاصه داستان سریال یکی بود یکی نبود

خلاصه داستان سریال یکی بود یکی نبود

عکس بازیگران سریال یکی بود یکی نبود

خلاصه داستان سریال یکی بود یکی نبود

خلاصه داستان سریال یکی بود یکی نبود

عکس اِما در سریال یکی بود یکی نبود

خلاصه داستان سریال یکی بود یکی نبود

خلاصه داستان سریال یکی بود یکی نبود

عکس هنری در سریال یکی بود یکی نبود

خلاصه داستان سریال یکی بود یکی نبود

خلاصه داستان سریال یکی بود یکی نبود

خلاصه سریال یکی بود یکی نبود

خلاصه داستان سریال یکی بود یکی نبود

عکس سریال یکی بود یکی نبود

+ نوشته شده در  يکشنبه 7 مرداد 1397ساعت 14:54  توسط سارا   | 

روش های مختلف تهیه سالاد الویه

پیر و جوان الویه را دوست دارند و در میان نان ساندویچی با یک لیوان نوشیدنی سالم لذیذتر نیز می‌شود، اما متخصصان تغذیه توصیه می کنند سس مایونز به عنوان یکی از چاق کننده‌های اصلی، باید به صورت محدود به مصرف برسد، بنابراین اگر قصد دارید سالاد الویه بخورید سس مایونز را در کمترین حد ممکن به کار ببرید و این غذای خوشمزه را با یک نوشیدنی سالم و سنتی میل کنید.
مواد لازم
سیب‌زمینی متوسط: ۴ عدد
سینه مرغ: ۳۰۰ گرم
پیاز متوسط: یک عدد
تخم‌مرغ: ۳ عدد
نخودفرنگی: یک لیوان
خیارشور خرد شده: یک لیوان
سس مایونز: ۵ قاشق غذاخوری
لیموترش: یک عدد
نمک، زردچوبه و فلفل سیاه: به میزان دلخواه
طرز تهیه
برای سالاد الویه باید تمام مواد پخته شده باشد. پس ابتدا مرغ را به همراه پیاز و نمک و آب بر روی گاز میگذاریم تا بپزد، به طوری که وقتی پخته شدند مقدار آب باقی مانده بسیار کم باشد.
طرز تهیه سالاد الویه و راه کارهایی برای خوشمزه تر شدن
بعد از پختن کاملا مرغ را ریش ریش می‌کنیم و نخودفرنگی را با مقداری نمک و آب می‌پزیم و آب را از آن جدا می‌کنیم. سیب‌زمینی و تخم مرغ را هم کاملا میپزیم و به شکل پوره در می‌آوریم که بهتر است این کار با رنده یا غذا ساز صورت بگیرد تا گلوله‌های سیب زمینی باقی نماند.
طرز تهیه سالاد الویه و راه کارهایی برای خوشمزه تر شدن
هویج را هم می‌پزیم و به صورت نگینی خرد یا رنده می‌کنیم، در پایان خیارشور‌ها را نگینی و ریز خرد می‌کنیم و موادی را که آماده کردیم باهم مخلوط می‌کنیم.
نکته‌هایی که باید در تهیه سالاد الویه به آنها توجه کرد
۱. برای خوش طعم کردن این سالاد هویج را با کمی شکر یا عسل بخارپز و به صورت نگینی خرد کنید و به سایر محتویات بیفزایید.
۲. برخی افراد به سالاد الویه فلفل دلمه‌ای، ذرت یا کالباس اضافه می‌کنند، اما این کار را توصیه نمی‌کنیم زیرا نه تنها طعم مناسبی ایجاد نمی‌کند، بلکه غذای به دست آمده دیگر سالاد الویه نخواهد بود.
طرز تهیه سالاد الویه و راه کارهایی برای خوشمزه تر شدن
۳. چاشنی و ادویه مناسب این غذا، فلفل سیاه و کمی آب‌لیموی تازه است، آب‌لیمو را فقط باید به اندازه‌ای اضافه کرد که بوی تخم‌مرغ پخته را بپوشاند و سالاد ترش نشود.
۴. بهتر است خیارشور‌ها را قبل از افزودن بشویید و بعد نگینی و بسیار ریز خردکنید، آنگاه آنها را در سبدی بریزید و بگذارید تا کاملاً آب آنها گرفته شود که این کار هم باعث می‌شود سالاد آب نیندازد و هم بوی نامناسب و ترشیدگی از غذا به مشام نرسد.
طرز تهیه سالاد الویه و راه کارهایی برای خوشمزه تر شدن
۵. همراه این غذا فقط نان آن هم نان‌های سنتی مانند نان بربری یا سنگک را به شما توصیه می‌کنم که البته بهتر است سبوس‌دار باشند.
۶. از رنده کردن مواد غذایی مانند هویج یا خیارشور جدا خودداری کنید، زیرا این کار باعث می‌شود سالاد الویه آب بیندازد.
طرز تهیه سالاد الویه و راه کارهایی برای خوشمزه تر شدن
۷. برای آنکه ماندگاری این غذا افزایش پیدا کند، فقط به میزان مصرف هر وعده به محتویات سالاد سس مایونز اضافه کنید، زیرا در غیر این صورت به سرعت فاسد خواهد شد.

طرز تهیه سالاد الویه

سالاد الویه , salad oloviye , طرز تهیه سالاد الویه , دستور سالاد الویه , shghn hg di

سالاد الویه یک سالاد معروف و پرطرفدار روسی است که مواد اصلی تشکیل دهنده آن مرغ ، سیب زمینی، سس مایونز و خیارشور هستند. سالاد الویه در کشورهای اروپایی با نام سالاد روسی شناخته می شود. این سالاد غذای اصلی شب سال نو در کشور روسیه نیز می باشد. با مواد لازم ذکر شده در این دستور آشپزی می توانید برای ۴ نفر سالاد الویه تهیه نمایید. با دستور پخت و طرز تهیه سالاد الویه در ادامه باهمدوره همراه باشید.

مواد لازم سالاد الویه
سینه مرغ۱ عدد
سیب زمینی۳ عدد
تخم مرغ۲ عدد
خیارشور۶ عدد
نخود فرنگی۲ قاشق غذاخوری
سس مایونزبه میزان لازم
فلفل سیاهبه میزان لازم
نمکبه میزان لازم

دستور طرز تهیه

ابتدا باید مرغ را آبپز کنیم. برای این منظور گوشت مرغ را به همراه ۲ لیوان آب داخل یک قابلمه قرار می دهیم تا بپزد. برای گرفتن بوی مرغ می توانیم از پیاز یا مقداری زردچوبه استفاده کنیم. پس از اینکه مرغ پخت آنرا به صورت ریش ریش خرد می کنیم.

در این مرحله سیب زمینی ها و تخم مرغ ها را با مقداری آب در یک قابلمه قرار می دهیم تا آبپز شوند. پس از اینکه سیب زمینی ها و تخم مرغ ها پختند آنها را پوست می گیریم و کنار می گذاریم. در این قسمت باید مواد سالاد را به خوبی مخلوط کنیم.

مرغ خرد شده را در یک ظرف بزرگ می ریزیم. سیب زمینی و تخم مرغ را نیز روی مرغ رنده می کنیم و مقداری فلفل سیاه و نمک روی مواد سالاد می ریزیم. خیارشور را به صورت جداگانه رنده می کنیم تا آبش باعث شل شدن سالاد الویه نشود.

پس از اینکه خیارشور را رنده کردیم با دست فشارش می دهیم تا آبش گرفته شود سپس به دیگر مواد سالاد الویه اضافه می کنیم و مواد را خوب مخلوط می کنیم تا یکدست شوند. برای نخود فرنگی می توانید از کنسرو هم استفاده کنید.

اگر نمی خواهید از کنسرو استفاده کنید باید نخودفرنگی را قبل از ریختن در سالاد آبپز کنید. پس از اضافه کردن نخود فرنگی به مقدار دلخواه سس مایونز روی سالاد می ریزیم و خوب مواد سالاد را مخلوط می کنیم تا کاملا یکدست شوند.

پس از اینکه مواد سالاد به خوبی یکدست شدند مواد را در ظرف مخصوص سالاد می ریزیم و روی سالاد را با خیارشور ، ذرت ، گوجه فرنگی و … تزیین می کنیم. سپس سالاد را حداقل به مدت ۲ ساعت در یخچال قرار می دهیم تا خوب خنک شود سپس سرو می کنیم.

+ نوشته شده در  شنبه 6 مرداد 1397ساعت 23:54  توسط سارا   | 

جدیدترین عکس های عاشقانه پروفایل

عکس پروفایل رمانتیک و احساسی بسیار زیبا

عکس پروفایل رمانتیک احساسی و عاشقانه

روزی که برای اولین بار
تو را خواهم بوسید
یادت باشد
کار ناتمامی نداشته باشی

یادت باشد
حرف‌های آخرت را
به خودت
و همه
گفته باشی

فکر برگشتن
به روزهای قبل از بوسیدنم را
از سرت بیرون کن

تو
در جاده‌ای بی‌بازگشت قدم می‌گذاری
که شباهتی به خیابان‌های شهر ندارد

با تردید
بی‌تردید
کم می‌آوری..

دکتر افشین یداللهی

عکس پروفایل رمانتیک احساسی و عاشقانه

عکس رمانتیک عاشقانه دو نفره

عکس پروفایل رمانتیک احساسی و عاشقانه

دلم، دریا به دریا، از تماشای تو می‌گیرد
دلم دریاست اما از تماشای تو می‌گیرد

جهان زیباست اما مثل مردابی که با مهتاب
جهان رنگ تماشا از تماشای تو می‌گیرد

نسیم از گیسوانت رد شد و باران تو را بوسید
طبیعت سهم خو درا از تماشای تو می‌گیرد

مگو سیاره‌ها بیهوده بر گرد تو می‌گردند
که این تکرار معنا از تماشای تو می‌گیرد

تو تنها با تماشای خود از آیینه خشنودی
دل آیینه تنها از تماشای تو می‌گیرد

فاضل نظری

عکس پروفایل عاشقانه

عکس پروفایل رمانتیک احساسی و عاشقانه

عکس عاشقانه احساسی جذاب و رمانتیک

عکس پروفایل رمانتیک احساسی و عاشقانه

ای همیشه جاودانه در میان لحظه هایم

غصه معنایی نداره تا تو میخندی برایم

پیش تو از یاد بردم روزهای سختی ام را

عشق مدیون تو هستم لحظه ی خوشبختی ام را

عکس پروفایل رمانتیک احساسی و عاشقانه

عکس پروفایل عاشقانه

این برگ‌های زرد
به خاطر پاییز نیست
که از شاخه می‌افتند
قرار است تو از این کوچه بگذری

و آن‌ها
پیشی می‌گیرند از یکدیگر
برای فرش کردن مسیرت..

گنجشک‌ها
از روی عادت نمی‌خوانند،
سرودی دسته‌ جمعی را تمرین می‌کنند
برای خوش‌آمد گفتن
به تو..

باران برای تو می‌بارد
و رنگین‌کمان
ایستاده بر پنجه‌ی پاهایش
سرک کشیده از پس کوه
تا رسیدن تو را تماشا کند

نسیم هم مدام
می‌رود و بازمی‌گردد
با رویای گذر از درز روسری
و دزدیدن عطر موهایت!
زمین و عقربه‌ ی ساعت‌ ها
برای تو می‌گردند
و من
به دور تو!

یغما گلرویی

عکس پروفایل رمانتیک احساسی و عاشقانه

عکس پروفایل رمانتیک احساسی و عاشقانه

عکس جذاب و احساسی رمانتیک عاشقانه

عکس پروفایل رمانتیک احساسی و عاشقانه

عکس پروفایل رمانتیک احساسی و عاشقانه

عشق بازی نه من آخر به جهان آوردم
یا گناهی ست که اول من مسکین کردم

تو که از صورت حال دل ما بی‌خبری
غم دل با تو نگویم که ندانی دردم‌

ای که پندم دهی از عشق و ملامت گویی
تو نبودی که من این جام محبت خوردم

تو برو مصلحت خویشتن اندیش که من
ترک جان دادم از این پیش که دل بسپردم

عهد کردیم که جان در سر کار تو کنیم
و گر این عهد به پایان نبرم نامردم

من که روی از همه عالم به وصالت کردم
شرط انصاف نباشد که بمانی فردم

راست خواهی تو مرا شیفته می‌گردانی
گرد عالم به چنین روز نه من می‌گردم

خاک نعلین تو‌ای دوست نمی‌یارم شد
تا بر آن دامن عصمت ننشیند گردم

روز دیوان جزا دست من و دامن تو
تا بگویی دل سعدی به چه جرم آزردم

سعدی

عکس پروفایل رمانتیک احساسی و عاشقانه

عکس پروفایل رمانتیک احساسی و عاشقانه

عکس هنری رمانتیک دو نفره

عکس پروفایل رمانتیک احساسی و عاشقانه عکس پروفایل رمانتیک احساسی و عاشقانه

امشب از آسمان دیده‌ی تو
روی شعرم ستاره می‌بارد
در زمستان دشت کاغذ ها
پنجه‌هایم جرقه می‌کارد

شعر دیوانه‌ی تب‌آلودم
شرمگین از شیار خواهش‌ها
پیکرش را دوباره می‌سوزد
عطش جاودان آتش‌ها

آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست

شب پر از قطره‌های الماس است
از سیاهی چرا هراسیدن
آنچه از شب به جای می‌ماند
عطر سکرآور گل یاس است

آه بگذار گم شوم در تو
کس نیابد دگر نشانه‌ی من
روح سوزان و آه مرطوبت
بوزد بر تن ترانه من

آه بگذار زین دریچه باز
خفته بر بال گرم رویاها
همره روزها سفر گیرم
بگریزم ز مرز دنیاها

دانی از زندگی چه می‌خواهم
من تو باشم.. تو.. پای تا سر تو
زندگی گر هزار باره بود
بار دیگر تو.. بار دیگر تو

آنچه در من نهفته دریایی ست
کی توان نهفتنم باشد
با تو زین سهمگین طوفان
کاش یارای گفتنم باشد

بس که لبریزم از تو می‌خواهم
بروم در میان صحراها
سر بسایم به سنگ کوهستان
تن بکوبم به موج دریاها

بس که لبریزم از تو می‌خواهم
چون غباری ز خود فرو ریزم
زیر پای تو سر نهم آرام
به سبک سایه به تو آویزم

آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه نا پیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست

فروغ فرخزاد

1عکس پروفایل رمانتیک احساسی و عاشقانه عکس پروفایل رمانتیک احساسی و عاشقانه

عکس پروفایل رمانتیک عاشقانه

عکس پروفایل رمانتیک احساسی و عاشقانه

عکس پروفایل رمانتیک احساسی و عاشقانه

تا شب نشده
خورشید را
لای موهایت می‌گذارم
و عاشق می‌شوم
فردا،
برای گفتن
دوستت دارم
دیر است

جلیل صفربیگی

عکس پروفایل رمانتیک احساسی و عاشقانه

عکس پروفایل رمانتیک احساسی و عاشقانه

از انتهای خیالت تا هر کجا بروی به هم می رسیم
زمین بیهوده گرد نیست
فرقی ندارد
شرق
یا غرب
شمال
یا جنوب
من تو را به هرجهت دوست دارم

عکس پروفایل رمانتیک احساسی و عاشقانه

عکس پروفایل رمانتیک احساسی و عاشقانه

عکس پروفایل عاشقانه دو نفره

عکس پروفایل رمانتیک احساسی و عاشقانه

عکس پروفایل رمانتیک احساسی و عاشقانه

تو به من خندیدی
و نمی‌دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
سال‌هاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان
می‌دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق این پندارم
که چرا
باغچه کوچک ما سیب نداشت

حمید مصدق

عکس پروفایل رمانتیک احساسی و عاشقانه

عکس پروفایل رمانتیک احساسی و عاشقانه

عکس پروفایل رمانتیک احساسی

عکس پروفایل رمانتیک احساسی و عاشقانه

عکس پروفایل رمانتیک احساسی و عاشقانه

حالا که روز و روزگارمون یکی شد

حالا که حرف دلامون یکی شد

حالا که آسمون پر ستاره

شبامون یکی شد

حالا که دست تو دست

سمت نگامون یکی شد

حالا که تیک تیک

قلبامون یکی شد

حالا که عطر

نفس هامون یکی شد

بذار یه چی بهت بگم

بگم؟!

دوستت دارم

دوستت دارم

دوستت دارم

عکس پروفایل رمانتیک احساسی و عاشقانه عکس پروفایل رمانتیک احساسی و عاشقانه

عکس پروفایل احساسی دو نفره

عکس پروفایل رمانتیک احساسی و عاشقانه

عکس پروفایل رمانتیک احساسی و عاشقانه

ای بانو!
بیا حواسمان را پرت کنیم
مال هرکس دورتر افتاد
عاشق‌تر است
اول خودم،
حواسم را بده تا پرت کنم

کیکاووس یاکیده

عکس پروفایل رمانتیک احساسی و عاشقانه عکس پروفایل رمانتیک احساسی و عاشقانه

ای که می پرسی نشان عشق چیست
عشق چیزی جز ظهور مهر نیست

عشق یعنی مشکلی آسان کنی
دردی از در مانده ای درمان کنی

در میان این همه غوغا و شر
عشق یعنی کاهش رنج بشر

عشق یعنی گل به جای خار باش
پل به جای این همه دیوار باش

عشق یعنی تشنه ای خود نیز اگر
واگذاری آب را، بر تشنه تر

عشق یعنی دشت گل کاری شده
در کویری چشمه ای جاری شده

عشق یعنی ترش را شیرین کنی
عشق یعنی نیش را نوشین کنی

هر کجا عشق آید و ساکن شود
هر چه نا ممکن بود ، ممکن شود

عکس پروفایل رمانتیک احساسی و عاشقانه

عکس پروفایل رمانتیک احساسی و عاشقانه

عکس پروفایل رمانتیک عاشقانه

عکس پروفایل رمانتیک احساسی و عاشقانه

عکس پروفایل رمانتیک احساسی و عاشقانه

+ نوشته شده در  جمعه 5 مرداد 1397ساعت 10:31  توسط سارا   | 

عکس های بازیگران این عشق را چه بنامم

خلاصه داستان قسمت آخر سریال این عشق را چه بنامم

سریال این عشق را چه بنامم سال 2015 از شبکه استارپلاس هند پخش شد. این سریال در ژانر درام و کمدی عاشقانه ساخته شده است.

تاجری جوان، پولدار و مغرور و خشک که اعتقادی به عشق ندارد و در بند رابطه نیست، در سوی دیگر دخترک شهرستانی بسیار شاد و مهربان و ساده که به نظر شما اگر این دو یکدیگر را ببینند عاشق می شوند یا متنفر؟ این دخترک ساده کمی هم لجباز است و همین…

سریال این عشق را چه بنامم

بازیگران سریال این عشق را چه بنامم

Barun Sobti در نقش آرناو

Sanaya Irani در نقش خوشی

Vishesh Bansal در نقش آراو ارنای

Dalljiet Kaur در نقش آناچالی

Abhaas Mehta در نقش شیام

Akshay Dogra در نقش اکاش

عکس های بازیگران سریال این عشق را چه بنامم

سریال این عشق را چه بناممسریال این عشق را چه بناممسریال این عشق را چه بناممسریال این عشق را چه بناممسریال این عشق را چه بناممسریال این عشق را چه بناممسریال این عشق را چه بناممسریال این عشق را چه بناممسریال این عشق را چه بناممسریال این عشق را چه بناممسریال این عشق را چه بناممسریال این عشق را چه بنامم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 مرداد 1397ساعت 16:50  توسط سارا   | 

عکس هایی سریال عشق سیاه و سفید

سریال عشق سیاه و سفید

خلاصه داستان که همه جا گفته شده:

فرهاد اصلان برای درمان مردی که دنبالش بود به یک دکتر نیاز پیدا می کند و برای همین با دکتری به نام آسلی چینار که خودش رو فدای درمان انسان ها کرده آشنا می شود. دو انسان که به اندازه ی سیاه و سفید با هم متضاد هستند و به هیچ وجه امکان با هم بودنشان وجود ندارد .آسلی که به زور در عمارت نگه داشته شده بود در تلاش بود تا فرد زخمی را درمان کند که شاهد چیزی می شود که نباید می شد و این آغاز ماجرایی است که زندگی و سرنوشت این دو را تحت تاثیر قرار می دهد.

+ اونقدر از این سریال تو صفحات مجازی دیدم و خوندم البته من اصلا خلاصه داستان سریال رو هم نخوندم از بس عکس های این دو بازیگر یعنی ابراهیم چلیک کل و بیرجه آکالای رو دیدم و از بس اسم آسفر دیدم تا بالاخره قلقلکی شدم یه قسمت دانلود کنم ببینم چی داره...

هنوز چند دقیقه از سریال نگذشته بود که واقعا شک کردم دارم سریال ترکی می بینم! آیا واقعا ترکها هم قابلیت اینجور فیلمنامه نوشتن رو هم دارند؟ شخصیت پردازی روی دو شخصیت آسلی و فرهاد و خصوصا فرهاد(فرحات) بسیار عالی بوده و به جرات میگم واقعا عالی هم بازی کرده ابراهیم چلیک کل و اینو هم تا حدود زیادی مدیون پارتنر معرکه اش یعنی بیرجه آکالای هست. برخلاف کسانی که مجذوب فرهاد شدند من در همین لحظات اولیه سریال، شیفته بازی خانم بیرجه آکالای شدم... چقدر روان و راحت بازی می کنه و چقدر زیبا و سلیس و واضح دیالوگ میگه... چقدر عالی و شاهانه بازی می کنه..... شاید چندین و چندین مرتبه سکانس های این خانومو می بینم و سکانس های فرهاد و آسلی رو، چندین و چندین مرتبه می بینم چقدر عمیق بازی می کنند... حلال اولسون والله....

من 10 قسمت این سریال رو دیدم و فعلا رها می کنم و ترجیح میدم پس از اتمام مجددا از ابتدا ببینم و البته با این شرط که نشنوم نویسنده و کارگردان ساچمالامایی باشلامیشلار وگرنه اینو هم نیمه رها می کنم.

معرفی شخصیت های سریال:

* شخصیت فرهاد شخصیت اصلی و کاراکتر اصلی و به اصطلاح کاراکتر سیاه سریاله و همیشه هم سیاهپوشه: شخصیتی که در کودکی و نوجوانی به خوبی تربیت شده و وجود پاک و سالم و قلب مهربونی داره و الگوی خواهر و برادر کوچکتر از خودش هست و پسر خوبی هم برای پدرش(پدر ناتنیش نجدت). اما پدرش در همون عنفوان نوجوانی فرهاد کشته میشه و عده ای تحریکش می کنن که اسلحه بگیره دستش و قاتل پدرش رو بکشه و همین باعث میشه که نقاط سیاهی روی قلبش به وجود بیاد و درونش در یک تاریکی فرو بره و عواطفش سرکوب بشه و جز اسلحه و خشونت چیزی حالیش نباشه. یک انسان مهربان و لطیف که تبدیل به یک انسان یخ زده شده....

* در مقابل؛ آسلی چینار یک دکتر ماهر در عرصه طب کودکان و اطفال هست و در بیمارستانی پزشک و جراح هست و قلب مهربونی داره و مورد احترام بیمار و غیر بیماران هست و او همه عشق و زندگیش رو روی کارش گذاشته و زندگی خوب و آرومی داره. آسلی طی اتفاقاتی در مواجهه با فرهاد قرار می گیره و این تقابل، آغاز دگرگونی هایی در شخصیت طرفین هست که به خوبی به تصویر کشیده شده است و قابل لمس برای مخاطب هست.

* کمیسر جم: برادر آسلی هست. و فردی است که به شدت دنبال عدالت و مجازات مجرمین و متخلفین است.

* نامیک که در واقع پدر واقعی فرهاد هست که این قضیه ازش مخفی شده و در سریال به عنوان دایی فرهاد هست.

* یتر: مادر فرهاد و همسر نامیک بوده که ازش جدا شده و با شخص دیگری ازدواج کرده که حاصل اون هم دو فرزند دختر و پسر هست.

* ییگیت: برادر کوچکتر فرهاد اصلان و دادستان هست و او هم فردی است که به شدت دنبال عدالت و مجازات مجرمین و متخلفین است. شخصیتشو دوست دارم.

* جونیت، عابدین، گلسوم، ویلدان، هاندان هانیم، و .... شخصیت های نسبتا فرعی سریال هستند.

* به لحاظ محتوا:

+ خوبیش اینه که فرهاد و آسلی شرعا و رسما و عرفا عقد نکاح رو جاری کردن و این خودش اولین عامل حاشیه رو از بین برده. حقتا چوک سویندیم

+ اما طبق معمول ما شاهد حاشیه هایی مثل خیانت، ارتباطات نامشروع و نتیجتا بچه نامشروع هستیم.

+ شاهد نفوذ جریانهای مختلف اجتماعی در سازمانهای دولتی و نظامی و انتظامی هستیم یعنی حضور نفوذی و جاسوس و خائن. یعنی همه شونم همه جا یه آدم دارن واسه خودشون لامصبا. خخخخ

+ شاهد استفاده از انواع مختلف اسلحه و وفور اسلحه و قتل و کشتار. یعنی همه هفت تیر کش شیش لول بندی هستن مال خودشون

+ به طور طبیعی ما نباید فرهاد را کاملا دوست داشته باشیم اگرچه ما گذشته اش را در ابتدای سریال متوجه می شویم اما آیا چرا باید از اسلحه بدست گرفتن او و کشتار و ... او زیاد خرده نگیریم و ناراحت نشویم و به روی خودمان نیاوریم؟! چون فرهاد مثلا هیکل ورزشکاری دارد و عاشق آسلی یعنی دکتتتتتتر شده است؟ تصمیم می گیریم قدری به او حق بدهیم sadece bir az cik... /

bi sikinti yok yani

+ فعلا نمی خوام در زمینه محتوا، چیز خاصی بگم صبر می کنم سریال هرزمان تموم شد و منم عمرم کشید تا اونجا اون موقع بگم. امیدوارم در یک فصل تمومش کنن اونم خیلی تر و تمیز. umarim از این حاشیه های عشق قدیمی و عشق جدید و زن جدید و مرد جدید وارد سریال کردن برای از راه به در بردن فرهاد یا آسلی، ایجاد نکنن که o zaman sinirlerim cok daha kotu bozulucak

* نقد فنی:

+ بازیگر زن یعنی بیرجه آکالای واقعا فوق العاده است. من همانطور که فقط سریال های بازیگر زن کره ای یعنی gong hyo jin رو می بینم اونم که دو سال یه بار یه دونه اگه بازی کنه. این دوتا برای من عین همن. خیلی طبیعی بازی می کنند. آفرین حلال اولسون سیزلره. بزرگترین علت این مشاهده این سریال اول همین خانوم هست. البته من به اصطلاح فن هیچ بازیگری نیستم که بخوام براشون پست و کامنت و لایک و اینا انجام بدم فقط صرفا بازیشونو دوست می دارم. تصویرش ملیح و صدایش هم دلنشین.

+ بازیگر مرد یعنی ابراهیم چلیک کل: این فقط نظر منه البته. من فکر می کنم از خود این بازیگر هم اگر بپرسی کدوم نقش و سریالتو دوست می داری همین سریال عشق سیاه و سفید رو بگه. بقیه سریالهاش چنگی به دل نمی زنه چون سناریوها کلیشه ای و پارتنرها هم ضعیف.. این بازیگر هم فوق العاده در نقشش ظاهر شده اصلا یه چیزه دیگس. لحن صحبت کردن و تغییر صداش هم عالیه. هرچند فکر می کنم در قسمتهای ابتدایی لحنش خشک و رسمی تر بود اما الان لحنش لاتی میزنه. که شاید این هم به دلیل تغییر درونی در شخصیت این فرد در طی سریال هست چون طبیعتا شخصیتش تحت تاثیر آسلی دگرگونه میشه

+ صحنه های دوتایی آسلی و فرهاد خصوصا در دعواهاشون موتیش و شاهانه و هاریکا و فوق العاده. تکه پرانی ها و حتی دیالوگها و حرکات طنزگونه شون هم دلبری می کنه. صحنه های غم گدازانه شون که دیگه هیچی... انگار یک فرهاد و آسلی در درون همه ما هست.... خخخخ.....فاز عرفان برداشتم... طوریکه خود من از دیدنشون سیر نمیشم. باید سریال رو فقط دیالوگ بدن اینو و آسلی حرف بزنن. حلال اولسون سنه ایول الله

+ بازیگر خانم نقش یتر هم خیلی خوب ظاهر شده و حتی به نظر من بازیگر مرد نقش نامیک هم همینطور. تن صدای هردوشون رو دوست دارم.

+ بازیگران فرعی مثل عابدین و دیلسیز رو هم می پسندم هرکدومشون طنز خودشونو دارن.

+ پای همین چند قسمتی که دیدم هم کلی خندیدم و هم گریه کردم و هم بغض کردم و هم شگفت زده شدم.

+ ضرب الثملها و حکایات ترکی هم در این سریال دیده میشه و شنیده میشه عالیه. می بینم به مامانم هم میگم.

+ لباسها و گریمهاشون قابل تحمله. حداقل مثل فشن شو ها نیست. من دوست دارم.

+ از موسیقی متن عالی این سریال نمیشه گذشت من که قلبم از جا کنده میشه رسما. اوفففففففف

+ اگر سریال دست سرنوشت رو دیده باشید لوکیشن عمارت خانوادگی در این سریال، همون لوکیشن سریال دست سرنوشت هست.

+ این سریال منو یاد سریال کره ای مشکلی نیست این عشقه میندازه. بیمار روحی ای که دکترش رو دوست داره و دکتره هم بیمار رو دوست داره و ....

+ بشدت فرهاد منو یاد قباد میندازه وقتی با شهرزاد آشنا شد و مثلا داشت متحول میشد.... اندازه یه سریال ترکی هم نتونستن در شبکه خانگی سریال تولید کنن که من همون فصل یکم بوسیدمش گذاشتمش کنار........ بیراکتیم.........

+ بیرجه آکالای برای من حالاتش تداعی کننده آدری هیپورن و اینگرید برگمن است

Birce Akalay

Sanki Yüzü benziyor

audrey hepburn

ابراهیم چیلیک کل هم برای من حالاتش تداعی کننده همفری بوگارت و کری گرانت هست.

İbrahim Çelikkol

Sanki Yüzü benziyor

humphrey bogart

+ همونطور که در ابتدای مطلبم عرض کردم امیدوارم با حاشیه زدن های بی مورد، از عمق دادن به شخصیت پردازی کاراکترها غافل نشن و به صورت استثنا ما یک سریال ترکی جذاب رو شاهد باشیم.

یادم میاد در نقد کلی اولیه ای که برای این سریال نوشتم، گفتم امیدوارم شاهد یه سریال ترکی جذاب باشیم. الان می خوام بگم که اون حرفمو پس می گیرم قبل از بیرون زدن رسمی حاشیه های این سریال می شد گفت این سریال، یه سریال جذابه اما نه سریال ترکی جذاب.... الان اعتراف می کنم این سریال هم مثل سایر سریال های ترکی شده و وارد کلیشه های همیشگی شده البته بازیها کماکان خوبه اما وقتی سناریو ضعیف میشه (مثل قهر و آشتی های مکرر یا تیر خوردن یا زخمی شدن یا دزدیده شدن و ..) حس رو از آدم می گیره.

ورود سناریست های جدید و عدم تسلط به سناریو های نوشته شده توسط سناریست های قبلی و نقض کردن خیلی از مکالماتی که بین شخصیت های سریال رد و بدل شده از ضعفهای بدیهی سریاله. یعنی هر سناریستی که وارد سریال شده به نوشته های سناریست قبلی پایبند و وفادار نبوده و هرکی اومده یه سناریوی جدید نوشته... این یه ضعف عمده سریاله که سریال رو رسما به کلیشه های ترکی تبدیل کرد تا جایی که از قسمت 17 به بعد رسما ریزش بیننده های صرفا ترک شروع شد و سریال توسط فن های خارجی سرپا نگه داشته شد و داره میشه.... چون ریتینگ خیلی برای سرمایه گذاران و مدیران کانالهای تلویزیونی ترکیه مهمه.

از طرفی حاشیه های بسیار عجیب(من جایی حقیقتا نه شنیده بودم و نه دیده بودم فقط یه مورد در سینمای کلاسیک آمریکا اتفاق افتاده بود که اونم اصلا به درازا نکشید یعنی به چشم نمیاد) بازیگران این سریال، اتمام حجتی از طرف بیننده های ترکیه شد مبنی بر اینکه سریال رو دنبال نکنند و نکردند که این از ریتینگ سریال کاملا معلومه.

رفتن زن بازیگر مرد سریال سر صحنه های فیلمبرداری و دعوا با بازیگر زن سریال و گفتن این جمله که به شوهر من نزدیک نشو(!!!!!!!!!!!!!!!) و بهم ریختن ست(صحنه) و حضور مکرر این خانم، خودش، خانواده اش و فک و فامیلش سر صحنه های فیلمبرداری، حضور سگ های بازیگر مرد سر صحنه و ایجاد مزاحمت و دعوا با عوامل سریال و خیلی مسایل شبیه به این.... من تا حالا همچین چیزی ندیده بودم. در ایران که هیچی اما در سریال های کره ای و سینما و تلویزیون کره هم همچین رفتارهای غیرحرفه ای رو من ندیده و نشنیده بودم. در خود سریال های ترکی در حال پخش هم غالبا بازیگرانشون حرفه ای رفتار می کنند اما رفتار غیر حرفه ای ابراهیم چلیک کل یکی از عوامل عمده افت ریتینگ سریال هست.

یه فلسفه ای داره یاسین اوزبک که میگه: از جایی که آتش نباشه، دود بلند نمیشه!

گفته میشه یک سری روابط عاطفی هم بین بیرجه آکالای و ابراهیم چلیک کل هست و حتی در واقعیت هم بیرجه، ابراهیم(ایبو) رو به حسادت کردن وا میداره و از این مسایل هم پیرامون این سریال هست که هر وقت مطرح میشه چیزی جز ضرر زدن به سریال نبوده. حتی گفته میشه ابراهیم چلیک کل از بازی در این سریال خسته شده، یا مثلا همسرش میهره باردار هست و می خواد بره با اون داخل جنگل(خخ) به زندگیش با اون و سگهای غول پیکرش ادامه بده.... حتی بسته شدن ناگهانی حساب اینستاگرام میهره زن ایبو هم از عجایب بود که خیلی دیر اتفاق افتاد. یکی از سوالاتی که باهاش درگیرم اینه که چرا زن یک بازیگر باید این همه فن پیج داشته باشه در حالی که کسی نمی شناختش قبل از این و بعد از ازدواج با یک بازیگر و پخش سریال همسرش یه دفعه این همه فن پیج پیدا کرد... یه شوخی بین ترکها سر این مساله بود و هست که میگن: شخصیت های اصلی این سریال، در واقع ایبو و زنش و خانواده یا سلاله زنش هستند و حقیقتا از رفتارهای ایبو و زنش همینطوری به چشم میاد. بازیگری که نمی تونه بین زندگی شخصیش، زنش و سگهاش تعادل برقرار کنه ... مردم ترکیه حق دارند روی این بازیگر مانور ندن و اکثر فن های این شخص هم از خیل عظیم فن پیج های خارجی معلومه کیا هستن...

بخشی از اعتراضات فن های ترک به حضور زن ایبو در محل فیلمبرداری و افت ریتینگ سریال

از ضعف های دیگه سریال: این سریال عوامل و کادرشو زیاد تعویض کرده در واقع محله برو بیایی شده برای خودش. تعویض نویسنده، کارگردان و عوامل فرعی، بلاتکلیفی تهیه کننده یا شرکت سازنده این سریال و کانال دی یکی از عجیب ترین و شرم اورترین چیزهایی است که دیدم و مهمتر بی احترامی کادر این سریال از تهیه کننده تا بازیگران این سریال به فن های ترکی و غیر ترکی، ... که چرا یه تهیه کننده ساکت و بی صدا نشسته و فن ها دارن خودشونو می کشن که توضیح بدید که فینال کلی هست یا فینال فصل، یکی نیست یه جوابی بده .... خب عزیز من شمای بیننده و مشتاق سریال، وقتی می بینی در طول این سریال این همه اسیر حاشیه شدی و اذیت شدی و نوعی شکنجه شدی و این همه بی محلی عوامل سریال رو می بینی چرا دوست داری سریالی که رسما کلیشه ترکی شده بره فصل دوم؟ آیا واقعا رفتارهای غیر حرفه ای بازیگران این سریال رو می تونی تحمل کنی؟ یه دونه سلفی از خودشون نمیدن بیرون چقدر فن ها ماههاست دارن درخواست می کنن؟! می تونی قول بدی اسیر حاشیه های سریال نشی؟ می تونی قول بدی صبح تا شب تا فن پیج ها سر ایبو بیرجه و میهره و جان دعوا نکنی و فقط فیلمتو ببینی؟ آیا واقعا اینایی که نام بردم ارزششو دارن که بین هموطنان ایرانی اختلاف و فحش و فحش کاری اتفاق بیفته؟ آیا شما در زندگیت عضله و بر و بازو ندیده ای که قربان صدقه بازیگر مرد سریال می روی؟

آیا بازیگری که به سگ، سیگار، الکل، جنگل نشینی معروفه(مسخره نمی کنم دارم ارزش و عیار رو برات مطرح می کنم)، کسی که نمی تونه زندگی شخصیشو از زندگی کاریش جدا کنه و این همه دردسر تولید کرده و خونه به دل همه کرده ، این قدر ارزش داره که بخوای براش جون بدی تبلیغ کنی و دعوا و مشاجره کنی؟! همچنین بخوانید : سریال غنچه های زخمی

به نظر من ابراهیم چلیک کل نقطه عطف در کارنامه بازیگریش در همین سریال بوده و اگر کسی از سریال های قبلی این بازیگر تعریف می کنه جدیدا یعنی تحت تاثیر نقش و کاراکتر فرهاد اصلان رفته سریال های قبلیش رو دیده و خوب ارزیابی کرده در صورتی که خیلیها هم میگن ما در سریال های قبلی ازش متنفر بودیم چی شده الان خوشتون اومده؟! ایبو در این سریال هرچی داشته رو کرده و در سریال های بعدیش تازه اگه موضوع سریال متفاوت و خوب باشه و چیزی شبیه قسمتهای اولیه این سریال، ایبو خودش رو تکرار خواهد کرد. صحنه های مشاجره و اکشن و چیزهای شبیه به این رو عالی بازی می کنه اما صحنه های احساسی رو خیلی مصنوعی و به نظرم اگر میگید که شخصیتش خجالتیه(!!!!!!) بهتره بره صحنه های اکشن در فیلمها و سریال های اکشن بازی کنه و خودشو زیر سوال نبره و حاشیه بیش از این درست نکنه.

این چیزهایی که نوشتم قسمتی از خاله زنک بازی هایی بود که این چند ماهه پخش سریال در فضای مجازی موج میزنه و چقدر اختلاف و بیتربیتی تولید کرده سر یک بازیگر ترک که حتی فن های ترک هم میگن: ما اینجا خودمونو برای این می کشیم حتی یه دونه آی لایک ترک فن به ما نگفت و به عربها گفت : آی لایک عرب فن. ایرانیا هم که هیچی حتی گفته شده ایبو به فن پیج هاش گفته به فن های ایرانی توهین کنید و بلاکشون کنید! بیا تحویل بگیر! اصلا شایعه اش هم زشته و شرم آوره چه برسه اگر واقعا واقعیت داشته باشه!

کیزلار بیر کندینیزه گلین نه اولور؟! دخترا به خودتون بیاین چی میشه؟!

...........

به لحاظ محتوای سریال:

فعلا فرهاد فهمیده که نامیک امیرهان، پدرش(ناتنی) نجدت اصلان رو کشته و هنوز نمی دونه که نامیک پدر واقعیشه؟! حالا اگر فرهاد نفهمه، احتمال داره کشش بدن بره فصل دوم چون نامیک از پسرش دست نمی کشه!

جونیت خرکیف هم همچنان داره می تازونه! خیلی عجیبه خندم می گیره!

ژولیده هم واقعا مسخره است! چطور به فردی که نمیدونی کیه و تا حالا ندیدیش میشه اطمینان پیدا کرد و به خونه راه داد و این قدر خاله خنگ، روزگار به خودش ندیده بود که ما دیدیم؟!

قضیه اوزگه و فرهاد و ویلدان هم که فعلا مالیده یعنی ماس مالی شده یعنی تو قسمت 29 رسما فرهاد از آسلی طلبکار شد! خاک بر سرت آسلی رسما از یک خانم دکتر عاقل تبدیل به احمق و خاله زنک شدی تو!

قضیه گلسوم و پسرش و نجدت... خال مشترک بین اوزگه و نجدت و جواب تست دی ان ای فرهاد اصلا با هم نمی خونه نمیدونم این سناریست ها اینقدر مانیاک تشریف دارند؟

به طور کلی سریال در حد 50 درصد یا می تونن کشش بدن بره فصل دوم یا مثلا در چند قسمت باقی مانده (بین 2-3-4) می تونن جمع و جورش کنن بره!

به نفع همه است سریال بره فینال وگرنه نابود میشید کیزلار! این ترکها ارزششو ندارن! ببینید من کی گفتم؟!

مثلا اگر واقعا میهره حامله باشه و یا بشه و بعد سریال بره فصل دوم، آیا شما حاضرید ایبو رو در اون شرایط ببینید؟! اصلا حستون به سریال میره؟! خخخخخخخخخخخخ

+ در حالیکه تهیه کنندگان سریال کارادنیز همه چیز رو گفتن و روشن کردن چرا تهیه کنندگان سریال عشق سیاه سفید هفته هاست که هیچ توضیحی نمیدن و حرفی نمی زنن؟ وجدان ندارید شماها زشت هست عیب هست. انسانها یعنی فن ها هفته هاست می گن فیناله یا فینال فصله و دارن سرش دعوا می کنند و تهیه کننده در سکوت خبری هست. خوبه یک ذره از تهیه کنندگان سریال تو بگو دریای سیاه یاد بگیرند.

یعنی خاک بر سر کانال دی و تهیه کنندگان سریال عشق سیاه سفید

آخرش کار رو می کشونن به اردوغان. اردوغان بیاد کانال دی رو بخره یا پول بریزه به حساب کانال دی بلکه این گداها یه کم وضعشون خوب بشه بتونن سریال رو ادامه بدن! یازیک لار اولسون سانا کانال دی

تا جایی که می دونم در مراسم دیشب؛ ایبوتون هم انگشترش به دستش بوده و هم میهره جون باهاش بوده! آخه من نمی دونم یه بازیگری که یه ذره برای شما احترام و اهمیت قایل نیست و باز به گفته خود ترکها صدق سری بیرجه آکالای خوب دیده شده چرا اینقدر ارزش خودتونو برای این افراد میارید پایین. فالوورهای این فرد با فالوورهای پسره کاردانیزی تقریبا برابری می کنه اونا نصف سریال عشق سیاه و سفید رو رو آنتن رفتن

اولین چیزی که با دیدن عکس بالا سمت چپ یعنی پیراهن سفیده در مراسم یا پارتی دیشب به ذهنم و زبونم اومد این جمله بود: چه قدر قیافه اش داغونه! انگار آب بدنش کشیده شده، از استرس نمی دونه چیکار کنه،.... به من چه اصلا

( من بر و باز و تیپ و اینا ندیدم یعنی به طور طبیعی اولین توجه در اولین نگاه به چهره میره نه بدن) دیگه خود دانید دخترون آریایی!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 مرداد 1397ساعت 17:52  توسط سارا   | 

عکس های قسمت آخر سریال غنچه های زخمی

سریال غنچه های زخمی یک سریال ترکیه ای پربازدید است که قرار است به زودی (3 شهریور) از شبکه فارسی زبان جم پخش شود و امید است که طرفداران زیادی را به خود جلب کند. بیران داملا ییلماز (ایلول) نقش اول این سریال را بر عهده دارد. سریال غنچه های زخمی یک سریال درام و سرشار از هیجان است و مشکلات اجتماعی جوانان بی سرپرست را به تصویر می کشد. بیشتر بازیگران این سریال جوان هستند و هماهنگی گروهی بین عوامل فیلم باعث شده است که پربیننده تر شود.

خلاصه سریال غنچه های زخمی

سریال غنچه های زخمی

ایلول یک دختر شانزده ساله است، خواهری کوچکتر از خود دارد و زمانی که یازده ساله بوده پدر خود را از دست داده است.

ایلول با مادر و خواهر کوچکترش و ناپدری اش در یک خانه زندگی می کند. او همیشه از جانب ناپدری اش مورد تجاوز و آزار جسمی و عاطفی قرار می گیرد. ایلول سعی می کند که این جریان را به مادرش بگوید و زمانی که مادرش را د ر جریان این موضوع قرار می دهد مادرش حرفهای ایلول را باور نکرده و او را به یتیم خانه می برد. ایلول خیلی تلاش می کند که کنار مادر و خواهرش بماند اما بی فایده است. محیط پرورشگاه برایش خیلی ناراحت کننده و دلگیر است اما کم کم وابستگی او به 4 هم اتاقی اش که دختران هم سن و سالش هستند شکل می گیرد و به آنها حس وابستگی زیادی پیدا می کند. درواقع این سریال داستان 5 دختر تنها که از دور از خانواده و درگیری های خانواده، آن هم در سن نوجوانی زندگی می کنند را به تصویر می کشد.

یک پیرمرد پولدار به نام صدری در آخرین روزهای پایانی عمرش در پی نوه گمشده میگردد و برای پیدا کردنش در روزنامه آگهی می زند. مرال (مارال) بعد از اینکه این آگهی را می بیند به این امید که نوه صدری باشد پیش صدری رفته و خودش را به عنوان نوه وی معرفی می کند در صورتی که نوع واقعی صدری کادر (ساغر) می باشد.

مادر کادر (ساغر) به نام بانو که عقل خود را از د ست داده، از تیمارستان فرار کرده و قصد انتقام از دخترش را می گیرد. در همان میان روزنامه ای که خبر پیدا شدن نوع صدری را منتشر کرده می بیند و هنگامی که متوجه میشود مرال (مارال) خود را به عنوان نوه صدری معرفی کرده شوکه می شود. بانو که ثروت صدری را حق خود می داند از مرال عصبانی می شود.

سریال غنچه های زخمی

دخترها امتحان کنور دانشگاه دارند و در تب و تاب و هیجان کنکور هستند. گونی بعد از امتحان ، باخبر میشود که سونگول (سوگول) برای کنکور درخواست نداده است. (سونگول بخاطر اینکه نامادریش پول کنکور او را بدون اجازه اشخرج کرده بود نتوانست در کنکور شرکت کند)

صدری تصمیم می گیرد که برای مرال یک مهمانی بین آشناها و نزدیکان ترتیب دهد. بانو برای اینکه به مرال فشار بیاورد، یک نقشه بسیار خطرناک می کشد و با این نقشه شوم جان بقیه دخترها را نیز به خطر می اندازد.

و باقی ماجرا ......

عکس بازیگران سریال غنچه های زخمی

سریال غنچه های زخمی

عکس بازیگران سریال غنچه های زخمی

سریال غنچه های زخمی

سریال ترکی غنچه های زخمی

سریال غنچه های زخمی

عکس بازیگران جوان سریال غنچه های زخمی

سریال غنچه های زخمی

عکس سریال غنچه های زخمی

سریال غنچه های زخمی

عکس سریال ترکیه ای غنچه های زخمی


+ نوشته شده در  دوشنبه 1 مرداد 1397ساعت 14:42  توسط سارا   | 

عکس پروفایل ماه محرم

عکس پروفایل مخصوص محرم

عکس پروفایل محرم عکس پروفایل محرم عکس پروفایل محرم

از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟
یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟

بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام
بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟

اشهد ان لا…شهادت اشهد ان لا …شهید
محشر الله الله است می دانی چرا؟

یک بغل باران الله الصمد آورده ام
نوبهار قل هوالله است می دانی چرا؟

راه عقل ازآن طرف راه جنون از این طرف
راه اگر راه است این راه است می دانی چرا؟

از رگ گردن بیا بگذر که او نزدیک توست
فرصت دیدار کوتاه است می دانی چرا؟

از کجا معلوم شاید ناگهانت برگزید
انتخاب عشق ناگاه است می دانی چرا؟

از محرم دم به دم هر چند ماتم می چکد
باز اما بهترین ماه است می دانی چرا؟

عکس پروفایل محرمعکس پروفایل محرم عکس پروفایل محرم عکس پروفایل محرم

عکس پروفایل ماه محرم

مـردم بسـاط گـریـه و مـاتـم بیـاوریـد
وقتش شده که بیرق و پرچم بیاورید
مــردم کتـیبه هـای حـسـینیـّه نـزد کیـسـت؟
«باز این چه شورش است که…عالم» بیاورید
خواهید از خدا که در این شصت روز عمر
در بـیـن روضــه هــا نـکـنــد کـم بـیـاوریـد
این اشک ها برای حسینی شدن کم است
صـد چـشـمه چـشـم، کوثـر و زمـزم بیـاوریـد
هنگام روضه خواندن ذاکر درون ذهن
تصـویــر قـتلــگـاه مــجـسّـم بیــاوریـد
هر سینه نیست قبر حسین و مطاف او
در هـیـئـت غـمـش دل مَـحـرم بـیــاوریـد
«فَلتُلطَمُ الخُدود و تُشَقُّ الجُیوب» را
بـر گـونه ها و سـینه فـراهـم بـیـاوریـد
رخت سپید کنده و در گنجه افکنید
پـیـراهــن ســیـاه مـحـرّم بـیــاوریـد

عکس پروفایل محرم عکس پروفایل محرم عکس پروفایل محرمعکس پروفایل محرم

عکس ماه محرم

آنجا که اشک پای غمت پا گرفت و بعد…
بغضی میان سینه من جا گرفت و بعد…

وقتی که ذوالجناح بدون تو بازگشت
این دخترت بهانه بابا گرفت و بعد …

ابری سیاه بر سر راهم نشسته بود
ابری که روی صورت من را گرفت و بعد

انگار صدای مادری دلخسته می رسید
آری صدای گریه ی زهرا گرفت و بعد

همراه آن صدا تمامیِّ کودکان
ذکر محمدا و خدایا گرفت و بعد

هر کس که زنده بود از اهل خیام تو
مویه کنان شد و ره صحرا گرفت و بعد

دور از نگاه علمدار لشگرت
آتش به خیمه های تو بالا گرفت و بعد

پس بر سنان کنند سری را که جبرئیل
شوید غبار گیسویش از آب سلسبیل

عکس پروفایل محرم عکس پروفایل محرم عکس پروفایل محرم عکس پروفایل محرم

کم کم غروب واقعه از راه می رسید
یک زن میان دشت، سراسیمه می دوید

این خیمه ها نبود که آتش گرفته بود
آتش میان سینه ی او شعله می کشید

راهی نمانده بود برایش به غیر صبر
باید دل از عزیز سفر کرده می برید

مردی که رفت و از سر نی حسّ بودنش
قطره به قطره سرخ و غریبانه می چکید

آن مرد رفت و واقعه را دست زن سپرد
باید حماسه پشت حماسه می آفرید

عکس پروفایل محرم عکس پروفایل محرم عکس پروفایل محرم عکس پروفایل محرم

دارد می آید محرم
یک کاروان دل به سویت
تو رهروی سوی فردا
دارد می آید محرم
ماه پر از یاد مولا

دارد می آید محرم
ماه مساجد، تکایا
ماه غم و اشک و ماتم
بر غربت ابن زهرا

دارد می آید محرم
ماه همیشه سیه پوش
ماهی که هر انقلابی
از یاد آن گشته پرجوش

دارد می آید محرم
ماه حسین و علمدار
هیهات از هرچه ذلت
از زندگانی چو مردار

هیهات از هرچه بیعت
با هر یزید زمانه
از مسلک اهل کوفه
از اشک بی پشتوانه

دارد می آید محرم
و کربلا کل دنیاست
شمر و اباالفضل و هانی
نقش من و تو همین هاست

باید که خود را بیابیم
ما در کدامین سپاهیم؟
یا در عمل اهل حقیم
یا آنکه اهل تباهیم

عکس پروفایل محرم عکس پروفایل محرم عکس پروفایل محرم عکس پروفایل محرم عکس پروفایل محرم

ترس ما کشته شدن یا غارت این خانه نیست
بلکه دنیایی شدن با مسلک کوفی گری ست
گر که بگذاریم امام خویش را تنها به تشویق هوا
فرق ما با آن جنایت پیشگان سفله چیست؟

عکس پروفایل محرم عکس پروفایل محرم عکس پروفایل محرم عکس پروفایل محرم

ای حسین فاطمه این کینه هامان را ببین
قلب مجروح درون سینه هامان را ببین
یازده خورشید را کشتند و داغ تو فزون
تکه تکه زین ستم آیینه هامان را ببین

عکس پروفایل محرم

عکس پروفایل محرم

عکس پروفایل محرم

عکس پروفایل محرم

عکس پروفایل محرم

عکس پروفایل محرم

عکس پروفایل محرم

عکس پروفایل محرم

عکس پروفایل محرم

ساربانا مهلتی دارم در این جا مشگلی
رفته از دستم گلی از وی نبردم حاصلی

اندر این دشت بلا رفته زدستم نوگلی
من حسین باوفا آرام جان گم کرده ام

ساربان بهر خدا یک ساعتی آهسته تر
اندر این دشت بلا گم گشته از من تاج سر

یعنی یک دنیا برادر از من خونین جگر
اندر این صحرا ززجور گوفیان گم کرده ام

ساربانا مهلتی تا تابر سر نعش حسین
راز دل گویم ببارم خون دل از هردو عین

در عزایش عالمی را پکنم از شور و شین
من برادر در میان خاک و خون گم کرده ام

مهلتی تا جستجویی اندرین صحرا کنم
در میان قتلگه من کشته ام پیدا کنم

بر سرنعش برادر دیده را دریا کنم
خاک بر فرقم که نور دیدگاه گم مرده ام

عکس پروفایل محرم

عکس پروفایل محرم

وقتی علم میبینم یاد علمدار میکنم

وقتی که غم میبینم یاد غم یار میکنم
وقتی که آب میبینم یاد لب سقا میکنم

وقتی که گل میبینم یاد گل لیلا میکنم
آقا به عشق کربلا می کشی عاقبت مرا

خونم حلالت آقا خونم حلالت
به عشق بین الرحمین می کشی ام چرا حسین
جون ناقابلمو بگیر اما منو کربلا ببر
چیزی ازت کم نمیشه بیا و آبرو بخر
دوست دارم اون روزی که وا می شه راه کربلا
تن صد پاره من مونده باشه تو سنگرا
زیر آفتاب بسوزه پیکر بی مزار من
زائرای کربلا رد بشن از کنار من

عکس پروفایل محرمعکس پروفایل محرمعکس پروفایل محرم

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 مرداد 1397ساعت 1:50  توسط سارا   | 

 
ساخت وبلاگ رایگان تور روسیه بلیط هواپیما بلیط هواپیما تدریس خصوصی زبان انگلیسی هوشمند سازی ساختمان خانه هوشمند
بستن تبلیغات [X]